تبليغاتX
من رسپینا بیست سال دارم
از عشق گذشتم تا برسم به زندگی ولی عشق پس افتادوزندگی به پایان رسید

ستاره برقله کوه است

 

مرانای رفتن وچیدن نیست

 

عشق شعر زندگی سرودن است

 

مرانای گفتن وگفتن نیست

 

محبت در خزان سبز بودن است

 

من ان برگم که زرد شده است

 

گرما درآغوش یار خفتن است

 

من آن رهروم که دلسرد شده است

 

هرکس حرف دلی دارد

 

ما نیز داشتیم

 

همه بر زبان ارند

 

ولی ما نگاشتیم

 

نگاشتن را چه سود

 

نوشته ات را باد می برد

 

ما که بر کاغذ ننوشتیم

 

خط دل مگر ازیاد می رود




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 19:17
توسط ..:: رسپینا کوچولو ::..

این شعرودرتاریخ25/3/1387گفتم ساعت 1:45شب

البته بارنگ قرمزمینویسم تانشانی باشداز دل خون من

آسمان امشب غمگین بود   ستاره ها  گریستند

مهتاب راچه شده است   ایشان نیز بهرما بگریستند

یکی درآرزوی موت اما دیگری گریزان زمردن

چه چاره داریم امشب   بجزنشستن وغصه خوردن




لينك ثابت نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 21:11
توسط ..:: رسپینا کوچولو ::..



میدان ازادگان وشهداء لردگان



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 13:2
توسط ..:: رسپینا کوچولو ::..

من ان غریب خسته ام که به تو دل بسته ام.با انکه ازخاک رسته ام در دل تو خوش نشسته ام . ازهمه یاران گسسته ام . مرغک پرشکسته ام . اسیری دست وپا بسته ام . من نگویم که تو رادوستت دارم .نه تقاضای بوست دارم . همه هست آرزویم که تو راتا ابد داشته باشم . بذرمحبت در دلت کاشته باشم.غمی به دل نداشته باشم. توئی آن گل،من بلبل،توشمع ومن پروانه،پروانه دیوانه بیگانه ازخانه،رفتم ورفتی رفتیم ازشهرغمها،پاگذاشتیم به شهر خوبی مهرونیکی وعشق ومحجوبی. باشم وباشی وباشیم درهمه وقتی تواوج سختی ،گیر وگرفتاری وخوشی وشادی

  رسپینا کوچولو



لينك ثابت نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 21:40
توسط ..:: رسپینا کوچولو ::..

الهی ازآن آهی که به دل دارم توخود آگاهی بنما مددی برهان دلم را یاهمه احوالم را برسان به رسوایی .دگرمردم از این شیدایی.من آن مست شیدای میخانه نشینم همه لذتم ازمی وجزپیمانه دراین بانه من دیوانهءآواره زخانه چیزی ندیدم .هرآنکه دیدم هرچه شنیدم دراینجا جزکالای غم ندیدم نشنیدم نخریدم.این شهر ملک غم است همه خانه ولانه و آشیانه ومیخانه وطربخانه اش غم اندود شده است.




لينك ثابت نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 21:39
توسط ..:: رسپینا کوچولو ::..